وب اختصاصی کربلایی محسن مطیع
قالب وبلاگ
لینک دوستان
پيوندهای روزانه

بسم رب الحیدر

 

 

حیدر کرار در عالم یکی است
شان او را لافتی الا علی است
همچو حیدر نافریده کردگار
در جهان شمشیر هم چون ذولفقار
چون خدا خواهد علی اید وجود
خانه ی خود را به روی او گشود
یا علی دست خدا دست تو بود
مثل تو دیگر نیایید در وجود
ساقی کوثر به روز محشری
از تمام خلق عالم برتری
بر غلامان روسیاهی عار نیست
خانه ی حق غیر از این دربار نیست
روسیاهان را پذیرد بوتراب
روی ها شوید به کوثر اندر آب

 

علی مدد


برچسب‌ها: علی مدد
[ جمعه سوم بهمن 1393 ] [ 18:34 ] [ کلب الحیدر ]
بسم رب الحسین
 
 
بیستم ماه صفر، اربعین سید و سالار شهیدان، حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را به پیشگاه مقدس و منور منتقم خون شهید کربلاء، حضرت بقیة الله الأعظم، امام زمان(عجل الله تعالی فرجه الشریف) و تمامی شیعیان و محبان خامس آل عباء(صلوات الله علیهم اجمعین) تسلیت و تعزیت عرض می نمائیم.
 
 
کاروان داشت میرسید از راه ، دل زینب در التهاب افتاد

تا که چشمِ ستاره های کبود ، به سرِ قبرِ آفتاب افتاد 

کاروانی که از هزاران دشت از سرِ شوق با سر آمده بود 

به مرورِ غمِ خودش که رسید ، کم کم از مرکبِ شتاب افتاد 

دختری سمت علقمه می رفت ، مادری سمت قبرِ کوچکِ خود

خواهری بر سرِ مزارِ خودش دل به دریا زد و به آب افتاد 

گفت:چشم واکن که خواهر آمده است ، که پس از تو در اضطراب افتاد 

زینبی که اسیرِ مویت بود ، بینِ خون گرم ِ جستجویت بود 

دربه در شد ، درست آن وقتی که به مویِ تو پیچ و تاب افتاد

بعدِ تو خیمه در حصار آمد ، از زمین و زمان سوار آمد 

به حرم امرِ بر فرار آمد ، همه ی خیمه در عذاب افتاد

پای غارت به خیمه ها وا شد ، دست هایی پلید پیدا شد 

"سرِ یک گوشواره دعوا شد" ، سنگ بر شیشه ی گلاب افتاد

داغدارم هنوز از کوفه ، از گریزِ رئوسِ مکشوفه 

داغداری از آن زمانی که از سرِ بچه ها حجاب افتاد 

تشنگی های تو کویرم کرد ، غمِ دوریِ تو اسیرم کرد 

ماجراهای شام پیرم کرد ، راه در مجلسِ شراب افتاد 

خیزران را که غرق خون دیدم ، از غرورِ رقیه(س) ترسیدم

لرزه بر جانِ بچه های تو و بر لبت بوسه بی حساب افتاد

صحبت از یک کنیز می کردند ، گریه در نغمه ی رباب افتاد 

من بلای عشق تو بر جان خریدم ای حسین
آمدم تا کربلا اما خمیدم ای حسین...

 

علی مدد


برچسب‌ها: علی مدد
[ یکشنبه بیست و سوم آذر 1393 ] [ 21:34 ] [ کلب الحیدر ]

بسم رب الحیدر

 

 

با عرض سلام خدمت تمامی دوستان گرامی و عرض تسلیت فرا رسیدن اربعین حسینی انشالله بزودی فایل های  تصویری و صوتی  ماه محرم با نوای کربلایی محسن مطیع در سایت قرار خواهد گرفت.

 

علی مدد

 


برچسب‌ها: علی مدد
[ شنبه پانزدهم آذر 1393 ] [ 23:5 ] [ کلب الحیدر ]

ألسَّلامُ عَلَیکِ یَارُقَیِّة بِنتُ الحُسَینِ(س)

 

سوّم ماه صفر،شهادت مظلومانه و جانسوز سه ساله دشت کـربلاء
نازدانه حضرت سیدالشهداء(علیه السلام)،عمه شیرین زبان
حضرت صاحب الزمان(علیه السلام)، حضرت رقیه
بنت الحسین(علیهماالسلام) در خرابه شام
را محضر مقدس و نورانی حضرت مـهـدی(عجل
الله تـعـال فـرجـه الشریف)
و تـمامی دوسـتداران و مـحبان آن
بی بی مـکـرمه و مـعـظمـه، تـسـلیت و تعـزیت عـرض می نمـاییم.

 

 در کامل بهائی از حاویة نقل کرده است که زنان خاندان نبوت شهادت پدران را از فرزندان خردسال پنهان میداشتند و می گفتند پدرانتان به سفر رفته اند، تا آنکه یزید(لعنة الله علیه) آنان را بسرای خویش درآورد. حضرت امام حسین(علیه السلام) را دختری سه ساله بود به نام حضرت رقیه(علیها السلام).شبی از خواب برخاست و گفت: پدرم کجاست؟ که من اکنون او را در خواب دیدم، در حال اضطراب و شدت، زنان که این سخن شنیدند بگریستند و از کودکان دیگر هم شیون بلند شد.یزید(لعنة الله علیه) بیدار شد و پرسید چه خبر است؟ تفحص نمودند و به او خبر دادند.دستور داد سر پدر را برایش ببرند. آوردند و در دامنش نهادند. حضرت رقیه(علیها السلام) گفت این چیست؟ گفتند: سر پدرت است.دل دختر از جا کنده شد، فریادی زد و بیمار شد.آنقدر گریه و شیرین زبانی کرد و در همان روز درگذشت.

 و این روایت در بعضی کتب مفصل تر نموده که: دستمالی بر آن سر مقدس و منور حضرت سیدالشهداء( علیه السلام) افکندند و نزد دخترش حضرت رقیه(علیها السلام) نهادند.روپوش برداشتند و گفتند:این سر پدر توست.حضرت رقیه(علیها السلام)، سر مقدس و منور پدر را از طشت برداشت و در دامن نهاد و می گفت:

 

 «من الذی خضبک بـالـدّماء، ابتا»
کیست که تو را به خون خضاب کرد، ای پدر؟

 «من الذی قـطع وریدک، ابتا»
چه کسی رگ گردن تو را برید، ای پدر؟

 «من الذی ایتمنی علی صغر سنّی، ابتا»
چـه کـسی مرا در این کوچـکی یـتـیـم کرد، ای پدر؟

 

 پس از تو به که امیدوار باشم ای پدر.این دختر یتیم را که بزرگ کند و از این قبیل شیرین زبانی ها نقل کند تا گوید: دهان بر دهان شریف پدر نهاد، سخت گریه کرد و بی هوش افتاد.او را حرکت دادند، حضرت رقیه بنت الحسین(علیهما السلام) در گوشه ای از خرابه شام از دنیا رفته بود. 

 کتاب شهید کربلاء، ص۳۳۳-۳۳۴.

 

دیدی آخر دخترم یک بار دیگر آمدم
شوق دیدارِ تو باعث شد که با "سر" آمدم
جان من، شیرین زبانی های خود از سر بگیر؛
طعم لبخند تو شیرین تر ز کوثر، آمدم
قول دادم از سر نی تا بیایم پیش تو؛
بعد صد بار از نی افتادن من آخر آمدم
همنشین عمه بودی در بلاها، دخترم!
من هم از پیش سر خونین اکبر آمدم
دیدم از بالای نی، سیلی فراوان خورده ای
روضه ی مکشوفه ی غم های مادر، آمدم
قدر یک شب هم شده امّ ابیها گشته ای
من پدر بودم که بر زانوی دختر آمدم
گرد خاکستر بگیر از صورت بابای خود
"
ها" بر این آیینه ام کن،چون مکدر آمدم
غصه ی زخم لب و دندان بابا را مخور
تا که دیدم آستین ها گشته معجر، آمدم
مثل عمه لب بر این حلقوم پر خونم گذار
بوسه میخواهم که با رگ های حنجر آمدم
بغض در حلق تو بابا را پریشان می کند
جان بابا چشم خود وا کن و بنگر، آمدم

 

علی مدد


برچسب‌ها: علی مدد
[ دوشنبه دهم آذر 1393 ] [ 22:11 ] [ کلب الحیدر ]
.: Weblog Themes By kalbolheidar :.
درباره وبلاگ

بسم رب الحیدر

دیگر به یاد حیدریون نیستم

انشاالله

با حیدریون نفس خواهم کشید ...





اللهم عجل لولیک الفرج
برچسب‌ ها
امکانات وب



اللهم عجل لولیک الفرج